1.
در آغاز ورود به اندونزی، مرا به اتاقی بردند که متوجه شدم قرار است یک نیمچه بازجوییای شوم که آیا برای مهاجرت غیر قانونی به استرالیا به اندونزی آمدهام یا نه. خدا را شکر که هم چنین انگیزهای داشتم و هم توانستم با این زبان الکن به پلیس فرودگاه بقبولانم که چنین قصدی ندارم. ولی یک زوج جوان که نه کسی را در اندونزی داشتند و نه زبان انگلیسی بلد بودند، به مشکل خورده بودند.
2.
در دهلی، دوستان هندی مدام به ما تاکید میکردند که تنها در سطح شهر قدم نزنیم. هندیها بعد از اقدامات ترورسیتی علیه سفارت رژیم صهیونیستی، ظاهرا روی ایرانیها حساس شدهاند. جای جای شهر هم کیسههای شن روی هم چیده بودند که به تنهای چیزی که شبیه بودند، سنگرهای موقت بودند. ما هم با کمی استرسچه دو بار در شهر چرخیدیم. خدا را شکر اتفاقی رخ نداد.
3.
در فرودگاه دوحه، کمتر چهرهای را میشد شاد دید. کسی از بازگشت به میهن خوشحال به نظر نمیرسید. در فرودگاه امام خمینی هم وقتی هواپیما نشست، ولولهای در هواپیما بود. جز معدودی خانمها، بقیه مشغول تغییر پوشش بودند.
در ابتدای ورود به میهن عزیز، مامور چک وسایل، به مامور دیگری اشاره که «وسایل این رو بگرد». پرسید چه داری؟ گفتم از همکارتان بپرسید که چه دیده است. الکی با وسایل من بازی بازی کرد و گفت برو. محتویات بسیاری از ایرانیهای همسفر من مورد بازرسی قرار گرفت.
4.
نه بازجویی جاکارتا، نه فضای امنیتی دهلی بلکه یک «هموطن» مرا تحقیر کرد.
برچسبها: سفر, ایران, اندونزی, هندوستان
در آغاز ورود به اندونزی، مرا به اتاقی بردند که متوجه شدم قرار است یک نیمچه بازجوییای شوم که آیا برای مهاجرت غیر قانونی به استرالیا به اندونزی آمدهام یا نه. خدا را شکر که هم چنین انگیزهای داشتم و هم توانستم با این زبان الکن به پلیس فرودگاه بقبولانم که چنین قصدی ندارم. ولی یک زوج جوان که نه کسی را در اندونزی داشتند و نه زبان انگلیسی بلد بودند، به مشکل خورده بودند.
2.
در دهلی، دوستان هندی مدام به ما تاکید میکردند که تنها در سطح شهر قدم نزنیم. هندیها بعد از اقدامات ترورسیتی علیه سفارت رژیم صهیونیستی، ظاهرا روی ایرانیها حساس شدهاند. جای جای شهر هم کیسههای شن روی هم چیده بودند که به تنهای چیزی که شبیه بودند، سنگرهای موقت بودند. ما هم با کمی استرسچه دو بار در شهر چرخیدیم. خدا را شکر اتفاقی رخ نداد.
3.
در فرودگاه دوحه، کمتر چهرهای را میشد شاد دید. کسی از بازگشت به میهن خوشحال به نظر نمیرسید. در فرودگاه امام خمینی هم وقتی هواپیما نشست، ولولهای در هواپیما بود. جز معدودی خانمها، بقیه مشغول تغییر پوشش بودند.
در ابتدای ورود به میهن عزیز، مامور چک وسایل، به مامور دیگری اشاره که «وسایل این رو بگرد». پرسید چه داری؟ گفتم از همکارتان بپرسید که چه دیده است. الکی با وسایل من بازی بازی کرد و گفت برو. محتویات بسیاری از ایرانیهای همسفر من مورد بازرسی قرار گرفت.
4.
نه بازجویی جاکارتا، نه فضای امنیتی دهلی بلکه یک «هموطن» مرا تحقیر کرد.
برچسبها: سفر, ایران, اندونزی, هندوستان


