تبليغاتX
یک بی‌بصیرت
[ چهارشنبه 24 اسفند1390 ] - در دسته‌بندی‌های: سياست ، جامعه ، در سفر
1.
در آغاز ورود به اندونزی، مرا به اتاقی بردند که متوجه شدم قرار است یک نیم‌چه بازجویی‌ای شوم که آیا برای مهاجرت غیر قانونی به استرالیا به اندونزی آمده‌ام یا نه. خدا را شکر که هم چنین انگیزه‌ای داشتم و هم توانستم با این زبان الکن به پلیس فرودگاه بقبولانم که چنین قصدی ندارم. ولی یک زوج جوان که نه کسی را در اندونزی داشتند و نه زبان انگلیسی بلد بودند، به مشکل خورده بودند.

2.
در دهلی، دوستان هندی مدام به ما تاکید می‌کردند که تنها در سطح شهر قدم نزنیم. هندی‌ها بعد از اقدامات ترورسیتی علیه سفارت رژیم صهیونیستی، ظاهرا روی ایرانی‌ها حساس شده‌اند. جای جای شهر هم کیسه‌های شن روی هم چیده بودند که به تنهای چیزی که شبیه بودند، سنگرهای موقت بودند. ما هم با کمی استرس‌چه دو بار در شهر چرخیدیم. خدا را شکر اتفاقی رخ نداد.

3.
در فرودگاه دوحه، کم‌تر چهره‌ای را می‌شد شاد دید. کسی از بازگشت به میهن خوش‌حال به نظر نمی‌رسید. در فرودگاه امام خمینی هم وقتی هواپیما نشست، ولوله‌ای در هواپیما بود. جز معدودی خانم‌ها، بقیه مشغول تغییر پوشش بودند.
در ابتدای ورود به میهن عزیز، مامور چک وسایل، به مامور دیگری اشاره که «وسایل این رو بگرد». پرسید چه داری؟ گفتم از هم‌کارتان بپرسید که چه دیده است. الکی با وسایل من بازی بازی کرد و گفت برو. محتویات بسیاری از ایرانی‌های هم‌سفر من مورد بازرسی قرار گرفت.

4.
نه بازجویی جاکارتا، نه فضای امنیتی دهلی بلکه یک «هم‌وطن» مرا تحقیر کرد.




برچسب‌ها: سفر, ایران, اندونزی, هندوستان
[ دوشنبه 1 اسفند1390 ] - در دسته‌بندی‌های: جامعه ، فرهنگ و هنر
هفته‌های گذشته، موفقیت فیلم جدایی نادر از سیمین در گلدن گلوب و نامزد شدن این فیلم در دو بخش اسکار از یک سو تبریکات بسیاری را برای اصغر فرهادی به همراه داشت و از سوی دیگر بسیاری را به موضع‌گیری علیه فیلم وادار کرد. شاید بتوان مهم‌ترین ایراداتی که به فیلم گرفته می‌شود را دو چیز عنوان کرد: یکی اینکه این فیلم ایرانیان را دروغ‌گو معرفی می‌کند و دیگر این که این فیلم به تبلیغ مهاجرت می‌پردازد.
این فیلم روایت آدم‌هایی است که هرچند هیچ یک کاملا مقصر نیستند، ولی درگیر مساله‌ای شده‌اند که هر کسی سهمی در آن دارد. هر یک دلایلی برای کار خود دارند و هیچ شخصیتی مطلقا خوب یا مطلقا بد نیست.
اما وجه کلیدی و اساسی فیلم، نه در داستان بلکه در ذهن مخاطب شکل می‌گیرید. اگر بیننده، فیلم را خنثی دنبال کند، چیزی دریافت نمی‌کند جز روایت بی سر و ته زندگی یک مشت آدم دروغ‌گو یا پنهان‌کار. ولی ببننده‌ای که وارد فیلم می‌شود، با یک سری شخصیت خاکستری مواجه می‌شود. شخصیت‌هایی که بیننده احساس می‌کند ممکن است جای هر یک از آن‌ها قرار بگیرد و مجبور به انتخاب میان بیان حقیقت، یا پنهان‌کاری یا حتی دروغ‌گویی شود.

اساسا حرف آن دسته منتقدانی را که «جدایی نادر از سیمین» را مبلغ مهاجرت می‌دانند نمی‌فهمم. آیا اگر شخصیت‌های فیلم، غیر ایرانی بودند، باز هم همین حس سیاه‌نمایی را می‌شد در آن دید؟ آیا باز هم تبلیغ مهاجرت بود؟
تصور نمی‌کنم که اگر از سطح فیلم عبور کنیم و وارد آن شویم، چیزی جز یک آینه در مقابل خود ببینیم که بیش از هر چیز، رفتار خود ما را به ما یادآوری می‌کند. فیلم ما را در کشاکش رفتارهایی قرار می‌دهد که همه‌ی مردم در سراسر جهان با آن‌ها درگیر هستند. همین موضوع است که باعث می‌شود مخاطبان فیلم، محدود به مرزهای جغرافیایی و فرهنگی ایران نباشد.




برچسب‌ها: جدایی نادر از سیمین, سینما
[ چهارشنبه 16 آذر1390 ] - در دسته‌بندی‌های: در سفر ، سایر
سال گذشته در چنین روزهایی، ‌نخستین کاروان آسیایی شکست حصر غزه حرکت خودش رو از هند آغاز کرد. کاروانی که شاید بتوان گفت یکی از مهم‌ترین روی‌دادهای دهه‌ی سوم زندگی من بوده است. در یک سال گذشته نه فرصت مناسبی پیدا کردم و نه مناسبت خوبی که درباره‌ی این کاروان بنویسم. اما امروز و در نخستین سال‌گرد فرصتی دست داده که چند خطی بنویسم.

Asia to Gaza Caravan - photo by S.Mostafa Ahangarha

همراهی من با کاروان به واسطه‌ی حضور سعید فرجی (عکاس و مستندساز) در کاروان بود. بنا بود من به عنوان دستیار، برای تهیه‌ی فیلمی مستند-گزارشی همراه کاروان باشم.

خیلی خلاصه بگویم: نخستین کاروان آسیایی شکست حصر غزه، کاروانی زمین متشکل از ...

ادامه این مطلب


برچسب‌ها: نخستین کاروان آسیایی شکست حصر غزه
[ جمعه 14 مرداد1390 ] - در دسته‌بندی‌های: جامعه ، در سفر ، فرهنگ و هنر
دومین مورد جالب برای من، زبان بود. منظورم میزان بالای واژه‌های مشترک نیست. از شادی (عروسی) بگیر تا گردن و شلوار در میان دوستان هندی رایج بود. ولی این برایم جالب بود که چرا این کشور غنی با این فرهنگی کهن که حتی ریشه‌ی بسیاری از واژگان فارسی، ریشه در زبان باستانی‌شان (سانسکریت) دارد، این‌گونه به زبان بی توجه هستند. شاید روزهای اول شنیدن واژه‌های مشترک برایم شگفت‌انگیز بود، ولی به مرور این شگفتی جایش را به تاسف داد.
تا جایی که من متوجه شدم، هندی‌ها یک واژه را می‌گیرند و آن را در همان کاربرد به کار می‌گیرند. آشناترین واژه، «شادی» است. واژه‌ای که در هندوستان به معنای «عروسی» است. من از دوستان هندی‌ام خواستم ترکیب‌هایی را نام ببرند که یک واژه‌ی فارسی را گرفته باشند و از آن واژه‌ای جدید ساخته باشند. جوابی نگرفتم.
مشکل این نوع مواجهه در کشمیر خود را بیش‌تر نشان می‌دهد. جایی که روی اتوبوس‌ها به خط فارسی می‌نویسند: «وسترن ایریا ترنسپورتیشن». این گونه موارد را حتی روی درب یک مدرسه متوسطه‌ی دخترانه و پسرانه دولتی هم می‌شد دید. یک جمله‌ی طولانی با خط فارسی و واژگان انگلیسی.
بعد از دیدن این موارد، واقعا احساس غرور می‌کنم که با تمام حملات وحشیانه و ویران‌گری که در طول تاریخ بر ما تحمیل شده است، زبان‌مان هنوز فارسی است. ما بسیاری از واژگان عربی را، نه در کاربر صرف، بلکه در معنا وارد کرده و استفاده می‌کنیم.

[ جمعه 14 مرداد1390 ] - در دسته‌بندی‌های: جامعه ، در سفر ، فرهنگ و هنر
نوروز امسال اولین نوروزی بود که ایران نبودم. از 25 اسفند به مدت یک ماه هند بودم. و روزهای اول عید رو در دهلی سپری کردم. خوب ایرانی‌هایی که در هند هستند معمولا زرتشتی‌اند و بیش‌ترشان در پونا (در نزدیکی بمبئی) زندگی می‌کنند. ولی تلاش کردم کسانی را پیدا کنم که مراسم نوروز را به طور عمومی جشن بگیرند و من هم شریک جشن‌شان شوم. هر چه باشد نوروز میراثی است که از ایران پیش از اسلام به ما ارث رسیده است و زرتشتیان صاحبان اصلی آن هستند. ولی آن‌طور که متوجه شدم، بیش‌تر ایرانی‌های ساکن هند در خانه‌هاشان یا نهایتا در جمع‌های محدود خانوادگی نوروز را جشن می‌گیرند.
اینجا بود که برای اولین بار متوجه این اشکال شدم که واقعا چرا نوروز را در خانه‌هامان جشن می‌گیریم؟ قطعا این موضوع ربطی به اصل نوروز ندارد. چرا که ایرانیان پیش از اسلام، منتظر بهانه بودند تا جشن بگیرند. چرا این روی‌داد که می‌تواند به زیباترین شیوه‌ها در تبدیل به یک جشن‌واره باشکوه شود این‌گونه در پس‌توی خانه‌ها برگزار می‌شود؟
در هندوستان جشنی برگزار می‌شود به نام Holi. جشنی که شهرت جهانی دارد و در آن روز مردم روی هم رنگ می‌پاشند. اتفاقا این جشن هم به بهانه‌ي آمدن بهار است و در نزدیکی سال نو شمسی برگزار می‌شود. واقعا نوروز ایرانی، کم‌تر از Holi است؟

[ چهارشنبه 18 خرداد1390 ] - در دسته‌بندی‌های: عکس
Golibar - photo by S.Mostafa Ahangarha


دولت هند به منظور ارتقای سطح کیفی زندگی شهری در شهرهای بزرگ این کشور، طرح نوسازی محله‌های فقیرنشین را در دستور کار خود قرار داده است. در این طرح پرسود، شرکت‌های سازنده‌ی خصوصی، در چهارچوب قوانین اداره نوسازی مناطق فقیرنشین و با امضای توافق‌نامه با ساکنین این مناطق، اقدام به نوسازی می‌کنند.
گلیبار یکی از این مناطق فقیر نشین در مرکز بمبئی است. جایی که ساکنین آن به دلیل آنچه اقدام غیرقانونی می‌خوانند در مقابل تخریب خانه‌های‌شان مقاومت می‌کنند. ساکنین گلیبار به استناد حکم دادگاه عالی، می‌گویند نه‌تنها شرکت سازنده بر خلاف قوانین و توافقات خانه‌ی جای‌گزین در فاصله‌ی 500 متری به آنان نداده، حتی اقدام به جعل امضا ساکنین نیز کرده است.
با این حال و به رغم حکم دادگاه عالی، طی تخریب ماه ژانویه 2011، 19 خانه کاملا تخریب و بسیاری از ساکنین به دلیل آسیب‌های شدید وارده به منازل‌شان مجبور به ترک محل سکونت خود شدند.
پس از این تخریب، برخی ساکنین در میان ویرانه‌ها همچنان زندگی می‌کنند. شایعه‌ی آغاز دور جدید تخریب‌ها، بخشی ثابت از زندگی روزانه‌ی آنان شده است.
* * *
To enhance the lifestyle in big cities, the government of India follows the slum rehabilitation programs. In this profitable program, the private builders rehabilitate based on SRA (Slum Rehabilitation Authority) and agreements with residents.
Ganesh Krupa Society in Golibar, at the centre of Mumbai, is one of these slums where its residents have been fighting to save their homes from builders Shivalik Ventures and government officials who want to illegally take over their land for rehabilitation under SRA (Slum Rehabilitation Authority) scheme.
On January 20th 2011, MHADA (Maharashtra Housing and Area Development Authority) officials and hundreds of police officers came to demolish their houses citing a court order. What they ignored was that the court had also directed the builder to provide habitable transit camps, registered agreements, and rehabilitation within 500m of their current homes. None of these conditions have been met.
With even the police on the side of the builder, the people are determined to take on a corrupt system. 19 homes were demolished through the day, with many more families being forced to vacate their houses.
After this demolition, some of residents are living among ruined houses. Rumors on beginning new round of demolitions are fixed part of their daily lives.


Golibar عنوان مجموعه عکسی است که طی سفرم به هندوستان تهیه شده است. عکس‌ها را می‌توانید در صفحه‌ی فیس‌بوکم ببینید.

See all photos here.


[ شنبه 17 اردیبهشت1390 ] - در دسته‌بندی‌های: سياست ، فناوری اطلاعات ، جامعه
مطلبی در این چند روز نقل محافل اجتماعی مجازی شده است: فیس‌بوک ابزار جاسوسی سیا است.
اگر کسی کم‌ترین آشنایی با این شبکه و در کل فضای سایبری داشته باشد، به آسانی در می‌یابد که این فضا چه پتانسیلی برای جمع‌آوری اطلاعات دارد. در دم دستی‌ترین نمونه، شرکتی مثل گوگل، به راحتی می‌تواند با شناسایی سلایق و علاقه‌مندی‌های مردم نواحی گوناگون، می‌تواند نتایج به‌تری را در جست‌وجوها به مخاطب بدهد. همین اطلاعات می‌تواند به شرکت‌های تجاری فروخته شود. و می‌تواند مورد استفاده تحلیل‌گران اجتماعی قرار گیرد. مسلما دست‌گاه‌های امنیتی هم از این توان گسترده غافل نیستند.


با در نظر گرفتن این موضوع، تصور پتانسیلی که شبکه‌ی فیس‌بوک برای جمع‌آوری اطلاعات دارد، بی‌شک آدمی را شگفت‌زده می‌کند. زندگی مجازی میلیون‌ها کاربر اینترنت، در فیس‌بوک معنا پیدا می‌کند. از مراودات میان دوستان گرفته تا انتشار عکس‌ها و فیلم‌هایی که به نوعی نمایان‌گر زندگی آن‌ها در دنیای واقعی است. سر زدن افراد به صفحه‌های مورد علاقه‌شان، لایک‌کردن مطالبی که می‌پسندند، به اشتراک گذاشتن مطالب جالبی که در اینترنت می‌بینند و ده‌ها کار دیگری که همه روزه اعضای این شبکه انجام می‌دهند تقریبا نمای کاملی از افراد و بافت اجتماعی کشورها به دست می‌دهد.
مسلما ساده‌انگارانه خواهد بود اگر بپذیریم که مدیران فیس‌بوک به این نکته توجه نمی‌کنند. لذا وقتی کسی در این فضا فعالیت می‌کند، حتما باید به این نکته توجه داشته باشد که ممکن است روزی همین اطلاعات تبدیل به ابزاری بر علیه او شوند. ولی هدف من در این مطلب نگاه امنیتی به فیس‌بوک نیست.
از زمانی که فیس‌بوک پا به عرصه گذاشت و نقشی که در آشکارا در سازمان‌دهی اعتراضات مردمی، ابتدا در ایران و بعد از انتخابات بحث‌برانگیز ریاست جمهوری، و سپس در مصر و سایر کشورهای عربی ایفا کرد، بسیاری از نیروهایی که موقعیت‌شان به واسطه‌ی این اعتراضات به خطر می‌افتاد شروع کردند ساختن فیلم و انتشار مطالب در جهت نمایش یک تصویر خطرناک و امنیتی از این سایت. امری که البته میسر نبود و در عمل می‌بینیم که روز به روز به کاربران این سایت افزوده می‌شوند. افزون بر این در ایران سایت مشابهی تلاش می‌کند این پتانسیل را در جهت منافع حکومت به کار گیرد.
و اما اصل مطلب این‌که، من نه تنها با شنیدن این که فیس‌بوک ابزار جاسوسی سیا است شکه نمی‌شوم، بلکه این موضوع تاثیری بر روی‌کرد من نسبت به این سایت ندارد. کسی مرا به اجبار به این سایت نکشانده. من با اختیار و آزادی کامل، و بر اساس نیازی که احساس کرده‌ام و فیس‌بوک به به‌ترین شکل ممکن آن نیاز با رفع می‌کند، عضو این سایت شده‌ام. من می‌دانم که نه‌تنها مدیران فیس‌بوک بلکه دوستان من هم می‌توانند با پی‌گیری عمل‌کرد من در فیس‌بوک، اطلاعات زیادی در مورد من کسب کنند. ولی باز هم با رضایت کامل در فیس‌بوک عضو هستم و در آینده‌ی نزدیک هم تصمیمی برای ترک آن ندارم.
فیس‌بوک خدمات زیادی به من ارائه می‌کند. و البته اطلاعات احتمالا ارزش‌مندی هم از من کسب‌می‌کند که با استفاده از برخی از آن‌ها، خدماتش را به من سامان‌دهی می‌کند. حتی فیس‌بوک می‌تواند تاثیراتی هم بر من بگذارد. با همه‌ی این اوصاف، همچنان عضو فیس‌بوک هستم.
روی صحبت من با آن کسانی است که دو سال پیش، کمر همت بر ترساندن ملت از فیس‌بوک داشته‌اند و امروز ازآن کپی می‌کنند. کسانی که امروز در فیس‌بوک عضو می‌شوند که جو سازی کنند. کسانی عضو می‌شوند که با سرک کشیدن به نمایه یا همان پروفایل دیگران، دوستانه! جاسوسی کنند.
اگر این استفاده‌ی فیس‌بوک از اطلاعات کاربران (می‌گیم جاسوسی) را به کولی دادن ما کاربران به سیستم‌های اطلاعاتی تعبیر کنیم، فیس‌بوک از من کولی می‌گیرد، و در عین حال خدماتی هم به من می‌دهد که ارزش این کولی دادن را داشته باشد. ولی در جامعه‌ی ما، حضرات پیوند خورده با قدرت، کولی زوری می‌گیرند و آخر سر هم با یک اوردنگی طرف رو راهی می‌کنند.
من ترجیح می‌دهم در فیس‌بوک (ابزار جاسوسی سیا) فعالیت کنم. ولی حتی سرکی هم به فالس‌نیوز نکشم که مبادا خیال کنند مخاطب دارند.

صفحه‌ی نخست
درباره‌ی من
بایگانی
خوراک rss



دسته‌ها:
سياست
فناوری اطلاعات
جامعه
در سفر
اقتصاد
فرهنگ و هنر
دين و مذهب
عکس
سایر

گذشته‌ها:
اسفند 1390
آذر 1390
مرداد 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
آذر 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
بهمن 1388
شهریور 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
دی 1387
ادامه...

پیوندها:
فوتو بلاگ من
رنگ‌های رفته دنیا
وقتی که من از نفس می افتد